الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

94

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

او مىدانست انفجار عظيمى در شهر ، بلكه در سراسر كشور بابل ايجاد كرده كه صداى آن بعدا بلند خواهد شد ! طوفانى از خشم و غضب به راه مىافتد كه او در ميان طوفان تنها است . اما او خدا را دارد ، و همين او را كافى است . بتپرستان به شهر بازگشتند و به سراغ بتخانه آمدند ، چه منظره وحشتناك و بهتآورى ؟ گويى بر سر جايشان خشكشان زده ؟ لحظاتى چند رشته افكارشان از دست رفت ، و مات و مبهوت ، خيره خيره به آن ويرانه نگاه كردند و بتهايى را كه پناه روز بىپناهى خود مىپنداشتند بىپناه در آنجا ديدند . سپس سكوت جاى خود را به خروش و نعره و فرياد داد . . . چه كسى اين كار را كرده ؟ كدام ستمگر ؟ ! و چيزى نگذشت كه به خاطرشان آمد جوان خداپرستى در اين شهر وجود دارد ، به نام ابراهيم كه بتها را به باد استهزاء مىگرفت ، و تهديد كرده بود من نقشه خطرناكى براى بتهاى شما كشيده‌ام ! معلوم مىشود كار ، كار او است . « سپس جمعيت به سوى او حركت كردند در حالى كه با سرعت ( و خشم ) راه مىرفتند » ( * ( فَأَقْبَلُوا إِلَيْه يَزِفُّونَ ) * ) . « يزفون » از ماده « زف » ( بر وزن كف ) در اصل در مورد وزش باد و حركت سريع شترمرغ كه مخلوطى از راه رفتن و پريدن است به كار رفته سپس اين كلمه بطور كنايه در مورد « زفاف عروس » يعنى بردن عروس به خانه داماد استعمال شده است . به هر حال منظور اين است كه بتپرستان با سرعت به سوى ابراهيم آمدند كه دنباله ماجرايش را در آيات بعد خواهيم خواند .